Log on:
Powered by Elgg

parand e nilgoon :: Blog :: مقصد خود ِ راه می تواند باشد

October 15, 2007

salam

I have a big challenge in my mind about the way .

Where is the way? Some of the people can say that: رفتیم به جایی که به جایی نرسیدیم  like this special time of Bidel’s life …But some of people always fly in a BEAUTIFUL and BOUNDLESS SKY like my mother and my father’ sky .they enjoy of their traversing of their way alhamdoleLah.  May be because they don’t notice all the time to themselves .I read this Hekayat from Busaeed some days ago :

 روزی درویشی به میهنه رسید ، همچنان با پای افزار پیش شیخ آمد و گفت: " ای شیخ بسیار سفر کردم و نه آسودم و نه آسوده ای را دیدم."    شیخ گفت:" عجب نیست ! این سفر که تو کردی مُراد خود جستی. اگر تو در این سفر نبودی و یک دم به ترک خود گفتی ، هم تو بیآسودی و هم دیگران به تو بیآسودندی

 This is a great and important thing : HOW do we traverse the way? Or HOW do we spend the life’s time ?

we are very careful about our own life. I imagined  all of my work. I was in allI WAS …I WAS!

There was a big question that all the time was in my mind : what about me ? what about me? I try I try to leave that …I think this is a word that I made it like a world and live in it!

ME ME ME I I I I …oh…

I remembered a nice sentence , that say: a long way start with first step. Aboosaeed gave me a great gift when he said leave yourself to see the world beautiful

First step is leave myself. ...may be like the sentence of that Buddhist monk:

 There is no way to happiness, happiness is the way

Keywords: thoughts

Posted by parand e nilgoon


Comments

  1. سلام خانم پورقناد . يادداشت شما را خواندم. قضاوت تان در مورد من قابل احترام است و سپاسگزارم و اگر جور ديگر فكر مي كرديد هم باز برايم قابل احترام بوديد. وبلاگتان هم چيز متفاوتي ست و در اين وانفساي پرت و پلا نويسي جزو وبلاگ خايي ست كه نه وقت آدم را مي گيرد و نه وقت كلمات را.به هر حال غرض تشكر بود از شما و اگر كاري هست كخ من بتوانم انجام بدهم بفرماييد. خوشحال مي شوم.خدا نگخ دارتان. قزوه

    default user iconGuest on Tuesday, 16 October 2007, 14:31 CEST # |

  2. گر مرد رهی میان خون باید رفت
    از پای فتاده ، سرنگون باید رفت
    تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
    خود راه بگویدت که چون باید رفت

     سلام
    در مورد این مطلبی که نوشتین انقدر حرف واسه گفتن دارم که حرفی واسه گفتن ندارم !0
    یعنی نه نای حرف زدن هست ، نه اینجا مجال گفتن از چنین موضوعی.اتفاقاً دیشب ( یعنی در واقع حدود 1 بامداد بود ) با جمال توچال بودیم و صحبتمون مفصل در مورد همین قضیه بود.

    ولی مقصد خود راه نمی تونه باشه.حاضرم ساعت هما در مورد این قضیه باهاتون بحث کنم. یه راه خیلی که شرف داشته باشه و قائم به ذات باشه می تونه باعث اتصال به یه راه دیگه یا به یه شاهراه بشه که اونم نهایتش یه هدفی هست.
    شرمنده... خیلی خسته م. از طرف دیگه : ما را هنوز اهلیت گفتن نیست..0
    ...
    امیدوارم همیشه موفق و سلامت باشید
    @};-

    default user iconshabgeer on Wednesday, 17 October 2007, 15:47 CEST # |

  3. و البته اولین قدم همیشه سخترین قدمه!(فکر میکنم) 

    سلام فرزانه ی عزیزم

    بالاخره امشب موفق شدم این پست رو بخونم...چند باره که میام و میرم ولی نمیدونم چرا نشده بود بخونم

    و واقعا هم چه چیزی از دست دادم تو این چند روز تاخیر

    مثل همیشه سرشار بودی از احساس و تفکر.

    منم افتخارمیکنم به داشتنت..Kiss

    default user iconk0sar on Sunday, 21 October 2007, 21:41 CEST # |

  4. salam.
    ...
    upam...

    default user iconshabgeer on Tuesday, 23 October 2007, 10:22 CEST # |

  5. hi,,

    summarily,,

    Forgetting of (I) is not the first step..it is necessary for the first step,,

    I said it before,, when u forget urself u will see that there is only one.(GOD).

    all of the daravish,,molana,,..... say forget urself becuse of starting ur travel,,

    they say first forget (I) then go through the Pass(not the Way) ;-).

    question? what is the pass?,,,,it is obvious,SERAT AL MOSTAGHIM,,

    niaze nimshabi,,,ahe sahargahi,,....

    The point is Forgeting urself is only the DOOR.

    other point: when u forgot urself,, u can not go through the pass because u can not think,,u r not there to think,, THE ONE will lead u,,So the only thing that u have to do is: BE FOR THE ONE,,,

    good luck,,

    default user iconfsh_sh on Thursday, 25 October 2007, 11:32 CEST # |

  6. I'm agree with u agha Farshid but i think be the one is a same thing with leave myself! i wrot an article about this and i will try to typ it and send in blog.. thank u so much for your attention and beautiful comment

    default user iconfarzane on Thursday, 25 October 2007, 14:06 CEST # |

  7. سلام خانمی  سری هم به من بزن

    default user iconGuestعلی رضا کرمی on Sunday, 02 December 2007, 09:32 CET # |

  8. http://www.1350517.blogfa.com/

    default user iconGuestعلی رضا کرمی on Sunday, 02 December 2007, 09:34 CET # |

  9. هو العلی      ۷ماهه ها با هوشترند./!!!!

    سلام
    -....

    همیشه هایت را فرصت نوشتن نیست
    چرا که زمان سهم من از دردهای تاریخ است

    بخشید به چشمان من ایمانش را
    شور غزل آسمان دیوانش را
    تا تکیه شدم به شانه هایش لرزید
    از زیر سرم کشید دستانش را

    انتظار شاید رسیدنش،دیدنش،بودنش ۷ماهم را می سوزاند
    خاکستر می شوم و...
    درست وقتی یخ کردن به ناامیدی می کشاندم از بودن
    دیدمش دوست داشتنی مثل همیشه

    که دوستش داری
    که دوستت دارد
    می شنویم؟

    یا علی

    default user iconmaryam haghighat on Saturday, 10 May 2008, 10:29 CEST # |

You must be logged in to post a comment.