Log on:
Powered by Elgg

parand e nilgoon :: Blog

March 17, 2008

:)

Posted by parand e nilgoon | 4 comment(s)

February 09, 2008

شب شبی زین گونه شب ها
سینه از بار ِگنه سنگین

...آسمان بایزید اما... روشن و رنگین

 شب شبی تاریک و نزدیک و عمیق و روشن و آرام
من نشسته در اتاق و دفترم در دست...
منتهای شور بی فرجام
 آستینم را نهادم روی چشمانم...
ژرف بسطام آنطرف پیدا

شب شبی تاریک ...از همین شبهای روشن ..تار...روشن ..تار

 آستین بر چهر و اشک آرام لغزنده...
 دل سراسر شرم، از شور و شرر کنده
آسمان ِ صاف بسطام
ابرها جمع و پراکنده...
 می توانم دیدمهر را در چهر ِ بوموسی
شب شبی زین گونه شبها
 زورق آرام مژگانم...رودخانه ی موج خیز ِ اشک پیماید ...
.آستین از اشک و من از شرم سرشارم
 شب شبی زین گونه شب ها...

Posted by parand e nilgoon | 0 comment(s)

اصلاً بیا از اول دنیا شروع کنیم

دنیای خویش از همین حالا شروع کنیم

حتی بهشت گر نشد، «اینجا» بهشت ِ ما

از بعد ِسیب خوردن ِ حوا شروع کنیم

چیزی نمانده تا ته دنیا...، از ابتدا

ما آمدیم تا ته خط را شروع کنیم

یعنی بیا کنار ِ من تا با تمام ِ شوق

تعریف قصۀ خوش ِ فردا شروع کنیم

با دستهای خویش چو دریا چو آسمان

آنجا که آسمان شده دریا شروع کنیم

 

وزن ِ مضارعم شده اخرب بدون تو

برخیز شعر تازه ای با آ شروع کنیم

.

.

ها؟ آمدی که بگذریم از پلۀ خودی؟

بسم اللهی بگو سفر را شروع کنیم

 

ساعت 2و 41 دقیقۀ بامداد ...11/11/86

Posted by parand e nilgoon | 0 comment(s)

ای تن آرام گیر و صبر گزین

که هر امروز را ز پس فرداست

زان عزیز است آفتاب که او

گاه پیدا و گاه ناپیداست

دیروز بعد از خواندن این دو بیت مسعود سعد با وجد و شور برای یکی از دوستانم فرستادمش...چون بسیار به حال و هوایمان می آمد

گاهی ابیات معانی مختلفی پیدا می کنند ..درست مثل خود ما که معانی مختلفی هستیم!

دوست لطیف من  در پاسخ جمله ای فرستاد که عمرها باید بگذرد تا یاد بگیرم زندگی اش کنم.جمله ای بود از فیه مافیه

چون آفتاب غروب کند روشنایی نماند پس آفتاب باید شدن تا خوف

جدایی نماند

هنوز  به تنهایی نبود قیصر خو نکرده ام...آفتاب هم نشده ام...

امروز

 آفتابی دیگر غروب کرده است...می توان خورشید دیگری بود؟

Posted by parand e nilgoon | 0 comment(s)

December 18, 2007

Salaam dear Hamraahs

Today when I came to home and checked my PMs  I saw some PMs from my dear sister Mahdieh.She said me Farzaneh can you upload “جمال کعبه گر تو را ...” in alvand? 

Since that time I try to share this really really realy beautiful, heavenly and divine music and poem ….No not only music this great and light hearts that can make this soul…Very great ,I cried and typed it’s poem and really enjoyed … Let me have a thanks from my dear Mahdieh and her bright and clear heart  that remind me do this. 

Please click this link ...

 http://www.harmonytalk.com/music2/mana.mp3  

 

 

 

 

                               

Posted by parand e nilgoon | 11 comment(s)

December 14, 2007

 

سلام استاد

چهل و پنج روز پیش را یادتان می آید؟ ..

امروز

 دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست 

چه حکایتی بود رفتن شما و پاییز ما...

 

هنوز منتظر دیدار دوباره تان هستم.

هنوز و همیشه

Posted by parand e nilgoon | 1 comment(s)

December 12, 2007

As I hear about the great people

هر که او بیدار تر پر دردتر

I know pains not as a sufferings things but as a bright thing that make us responsible for humanity ,ourselves and God expectation is so important ,Holly and beautiful subjects.

Again I think about my pains, when they are within me and alive… yes I feel this nice point in Fihemafih:

درد است که آدمی را راهبر است.در هر کاری که هست تا او را درد آن کار نخیزد ،قصد آن کار نکند...تا مریم را درد

 پیدا نشد قصد آن درخت نکرد...تن همچو مریم است و هر یکی عیسی داریم.اگر ما را درد پیدا شود ، عیسی ما بزاید. 

One of my big challenges and somehow pains is happiness as a way and to be useful for other people.

The other one is my lovely belonging: poetry and my living poetically. in other hand my life as a poet.

 that’s one of my biggest wish and may be pain .somehow I watch myself in poetry mirror …when my poem become nice and it’s language get more powerful and closer to me, I understand I was good too...because I always try to write poem more راست not درست

Munir is one of Bidar who has many pains. Because of that he begin to try and work for humanity living.

 i want to say pain means the so deep reality in universe and creations

Keywords: pains

Posted by parand e nilgoon | 2 comment(s)

December 09, 2007

that problem is solved

thanks

Posted by parand e nilgoon | 1 comment(s)

December 06, 2007

 

ها می کنم به پنجره

وز پشت این مه آلود شیشه ای

آمدنت را به انتظار می نشینم

ای دوست

رابطه ی آمدن تو با آه کشیدن من

تنها در همین است

!

 تابلوی زیبایی که در بالای پست می بینید، یکی از کارهای پاییز سرکارخانم ناهید دوستدار است

Keywords: poems

Posted by parand e nilgoon | 3 comment(s)

November 26, 2007

Keywords: thoughts

Posted by parand e nilgoon | 8 comment(s)

<< Back